آره شیرینه مادر شدن...

گویند مرا چو زاد مادر پستان به دهن گرفتن آموخت
شبها برگهواره ی من بیدار نشست وخفتن آموخت
دستم بگرفتو پابه پابرد تا شیوه ی راه رفتن آموخت
یک حرف و دوحرف بر زبانم الفاظ نهادوگفتن آموخت
لبخند نهاد بر لب من بر غنچه گل شگفتن آموخت
پس هستی من زهستی اوست تا هستمو هست دارمش دوست
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


آره شیرینه مادر شدن...
