دوستت دارم مادر....
بدن انسان می تونه تا 45 واحد درد رو تحمل کنه اما زمان تولد,یک زن تا 57 واحد درد رو احساس می کنه , این معادل شکسته شدن همزمان 20 استخوانه!!مادرتون رو دوست داشته باشید.. ...
نویسنده :
مامان ثریا
1:55
بوسیدن پدرومادر
بوسه پیام محبت است شعر ناسروده ی عشق است,تبلور بالاترین تکریم است.جلوه ی عملیه عاطفه هاست .پدرومادر بی شمارترین بوسه های محبت آمیز را از کودکی نثارمان کردند.اکنون که نهال وجودمان از آن همه محبت به پا ایستاده است ودرخت زندگی آنان رو به فرسودگی نهاده باید بهترین محبت ها و بی شائبه ترین عواطف را نثارشان کنیم ...بوسیدن ابزار این مهر ورزیدن است
نویسنده :
مامان ثریا
10:51
جنسیت...
سلام عشقم بالاخره رفتم سونوووو شما 14 هفته 2 روزت بود که جنسیتت مشخص شد یه دخملیه کاکل زریییی با آنا رفته بودیم که موقع برگشت یه شیشه شیر و پستونک برات گرفت .خوشحال بودنم از دختر بودنت از سالم بودنت دخملیه من مامانی میمیره واستتتتت بیااا میخوام بغلت کنممممم ...
نویسنده :
مامان ثریا
10:45
عشق...
عشق را میشه... توی دستاهای خسته پدر وتوی چشمهای نگران مادر دید... نه در دستان یک غریبه... ...
نویسنده :
مامان ثریا
10:29
بابا
بابا یعنی قشنگترین کلمه دنیا که هیچ مترادفی نمیتونی براش پیدا کنی.. ...
نویسنده :
مامان ثریا
10:27
مادر
مادر ای پرواز نرم قاصدک مادر ای معنای عشق شاپرک ای تمام ناله هایت بی صدا مادر ای زیباترین شعر خدا ...
نویسنده :
مامان ثریا
10:18
دوران بارداری ...
نی نی قشنگم اومدم واست از خودم بگم که از وقتی اومدی تو دلم چه حالی دارم انقده خوشحالم توصیفش نه این که سخت باشه ها نه فقط میتونم بگم قشنگترین حس دنیاس ,از خدا میخوام تو دل خاله هایی که منتظر نینی هستن یکی مثل تو رو بزاره تا اوناهم لذت ببرن از این حس قشنگ..آمین...تو این دوران که شما تو دلمی آناجونی(مامان من) خیلی زحمتمونو داره میکشه حواسش فقط به منو توئه که مبادا اتفاقی بیافته وقتی اومدی باید حسابی ماچش کنی قشنگ مامان دارم روز شماری میکنم تا بزرگتر شی تا بیای پیشم تا شیرین کنی زندگیمونو تا بپیچه توی خونه صدای خندت بزرگ شی صدام بزنی مامانیییی اخ مامانی فدات شهههه عاشقتممم ...
نویسنده :
مامان ثریا
10:12
خدا..........
این بار میخواهم از تو بگویم از تو که در کرانه عالم یگانه ای. از تو که به من عشق بخشیدی و آموختی دوست داشتن را.. پروردگار من.. آنگاه که نام تو را بر زبان می آورم ,لحظه های غبار زندگیم آکنده میشود از شمیم خوش بودنت! قلب بی تابم رنگ تو را میگیرد و وجودم سر شار از وجود توست! بی نیازترین.. آنگاه که دستم را بسوی تو دراز میکنم خوب میدانم معبود من شخاوتمند تر از آن است که لطافت دست یاریگرش را از من دریغ کند! مهربانم.... آن زمان که می ستایمت و با تو سخن میگویم,حس غروری متواضعانه مرا به تو میپیوندد... پیوندی ناگسستنی تر از پیوند ماه ومهر! زیباترین وجود... من از لطف تو زنده ام و لطف توست... هر نفسی که از سینه ام بیرون میاید! ...
نویسنده :
مامان ثریا
9:51
آره شیرینه مادر شدن...
گویند مرا چو زاد مادر پستان به دهن گرفتن آموخت شبها برگهواره ی من بیدار نشست وخفتن آموخت دستم بگرفتو پابه پابرد تا شیوه ی راه رفتن آموخت یک حرف و دوحرف بر زبانم الفاظ نهادوگفتن آموخت لبخند نهاد بر لب من بر غنچه گل شگفتن آموخت پس هستی من زهستی اوست تا هستمو هست دارمش دوست ...
نویسنده :
مامان ثریا
9:26








