آنیساآنیسا، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 22 روز سن داره

شیرینی زندگی ما

دوستت دارم مادر....

  بدن انسان می تونه تا 45 واحد درد رو تحمل کنه اما زمان تولد,یک زن تا 57 واحد درد رو احساس می کنه , این معادل شکسته شدن همزمان 20 استخوانه!!مادرتون رو دوست داشته باشید.. ...
29 مهر 1392

بوسیدن پدرومادر

بوسه پیام محبت است شعر ناسروده ی عشق است,تبلور بالاترین تکریم است.جلوه ی عملیه عاطفه هاست .پدرومادر بی شمارترین بوسه های محبت آمیز را از کودکی نثارمان کردند.اکنون که نهال وجودمان از آن همه محبت به پا ایستاده است ودرخت زندگی آنان رو به فرسودگی نهاده باید بهترین محبت ها و بی شائبه ترین عواطف را نثارشان کنیم ...بوسیدن ابزار این مهر ورزیدن است
28 مهر 1392

جنسیت...

سلام عشقم بالاخره رفتم سونوووو شما 14 هفته 2 روزت بود که جنسیتت مشخص شد یه دخملیه کاکل زریییی با آنا رفته بودیم که موقع برگشت یه شیشه شیر و پستونک برات گرفت .خوشحال بودنم از دختر بودنت از سالم بودنت دخملیه من مامانی میمیره واستتتتت بیااا میخوام بغلت کنممممم ...
28 مهر 1392

عشق...

عشق را میشه... توی دستاهای خسته پدر وتوی چشمهای نگران مادر دید... نه در دستان یک غریبه... ...
28 مهر 1392

مادر

مادر ای پرواز نرم قاصدک مادر ای معنای عشق شاپرک ای تمام ناله هایت بی صدا مادر ای زیباترین شعر خدا   ...
28 مهر 1392

دوران بارداری ...

نی نی قشنگم اومدم واست از خودم بگم که از وقتی اومدی تو دلم چه حالی دارم انقده خوشحالم توصیفش نه این که سخت باشه ها نه فقط میتونم بگم قشنگترین حس دنیاس ,از خدا میخوام تو دل خاله هایی که منتظر نینی هستن یکی مثل تو رو بزاره تا اوناهم لذت ببرن از این حس قشنگ..آمین...تو این دوران که شما تو دلمی آناجونی(مامان من) خیلی زحمتمونو داره میکشه حواسش فقط به منو توئه که مبادا اتفاقی بیافته وقتی اومدی باید حسابی ماچش کنی قشنگ مامان دارم روز شماری میکنم تا بزرگتر شی تا بیای پیشم تا شیرین کنی زندگیمونو تا بپیچه توی خونه صدای خندت بزرگ شی صدام بزنی مامانیییی اخ مامانی فدات شهههه عاشقتممم ...
28 مهر 1392

خدا..........

این بار میخواهم از تو بگویم از تو که در کرانه عالم یگانه ای. از تو که به من عشق بخشیدی و آموختی دوست داشتن را.. پروردگار من.. آنگاه که نام تو را بر زبان می آورم ,لحظه های غبار زندگیم آکنده میشود از شمیم خوش بودنت! قلب بی تابم رنگ تو را میگیرد و وجودم سر شار از وجود توست! بی نیازترین.. آنگاه که دستم را بسوی تو دراز میکنم خوب میدانم معبود من شخاوتمند تر از آن است که لطافت دست یاریگرش را از من دریغ کند! مهربانم.... آن زمان که می ستایمت و با تو سخن میگویم,حس غروری متواضعانه مرا به تو میپیوندد... پیوندی ناگسستنی تر از پیوند ماه ومهر! زیباترین وجود... من از لطف تو زنده ام و لطف توست... هر نفسی که از سینه ام بیرون میاید! ...
28 مهر 1392

آره شیرینه مادر شدن...

  گویند مرا چو زاد مادر    پستان به دهن گرفتن آموخت شبها برگهواره ی من    بیدار نشست وخفتن آموخت دستم بگرفتو پابه پابرد   تا شیوه ی راه رفتن آموخت یک حرف و دوحرف بر زبانم    الفاظ نهادوگفتن آموخت لبخند نهاد بر لب من    بر غنچه گل شگفتن آموخت  پس هستی من زهستی اوست      تا هستمو هست دارمش دوست       ...
28 مهر 1392